English
اطلاعات تماس
 
تلفن: 88972473
نمابر: ٨٨٩٧٢٤٧٣
آدرس دبیرخانه: تهران،خیابان انقلاب، خیابان قدس، نرسیده به بلوارکشاورز، پلاک ٣٧،طبقه٦،واحد جنوبی، انجمن ارزیابی محیط زیست ایران.
پست الکترونیکی: info.iraneia@yahoo.com
کد پستی: 1417763139
آمار بازدید
مشاهده خبر
گفت و گوی اختصاصی با دکتر مجید مخدوم(آمایش سرزمین پیش شرط برنامه های توسعه

 گفت و گوی اختصاصی با دکتر مجید مخدوم

آمایش سرزمین پیش شرط برنامه های توسعه برنامه‌های توسعه

برنامه های توسعه در دهه‌های اخیر چه نگرش و دقتی داشته‌اند؟ نقاط ضعف و قوت آن چه مواردی بود؟

دكترمخدوم: اولین برنامه مدون ما در سال 1327 به تصویب مجلس شورای ملی رسید. این برنامه 7 ساله بود در این برنامه قرار بود که خیلی مسائل در نظر گرفته شود که متاسفانه کودتای 28 مرداد آن را متوقف کرد. سال 1334 دوباره برنامه‌ای با همکاری اصل چهار ترومن نوشته شد و گروهی از دانشگاه هاروارد بررسی‌های مقدماتی روی برنامه‌های توسعه انجام دادند. در ضمن پیشنهاد شد که برنامه را از 7 سال به 5 سال کاهش دهند. می‌توانم بگویم که در طول دوران پیش از انقلاب برنامه پنجم یکی از برنامه‌های بسیار موفق بود. اواسط دهه 40 ما برای اولین بار رشد اقتصادی 11 درصد داشتیم. بعد از برنامه چهارم، برنامه پنجم به خوبی پیش می‌رفت که متاسفانه یا خوشبختانه به افزایش قیمت نفت برخورد کردیم و باعث شد حاکمان بدون توجه به حرف کارشناسان در برنامه دست ببرند و یک برنامه بدون در نظر گرفتن زیر ساخت‌های لازم به اجرا گذاشتند. در هر برنامه توسعه‌ای سه چیز مهم است یکی اینکه مشخص کنیم زیرساخت‌های ما چه هستند دوم اینکه منابع مالی ما چه‌ها هستند و سوم اینکه نیروی انسانی ماهر وغیرماهر ما چقدر است، چنین برنامه‌ای با طی روال عادی خود می‌تواند به توسعه پایدار برسد.

اگر هدف ایجاد زیرساخت‌ها باشد چه ملاحظاتی و امکاناتی را باید در نظر داشت؟

البته بحث توسعه خیلی مفصل است. میزان مشارکت مردم، همکاری‌های بین‌المللی، جغرافیای سیاسی کشور، تامین نیازهای اولیه، و بسیاری عوامل دیگر نیز دخیل و موثرند. به دلیل همین نقص‌ها سال 56 می‌توانم بگویم برنامه کاملا فلج شده بود. آن موقع من در استرالیا بودم و دوره دکترایم را می‌گذراندم. در روزنامه‌ها نوشته می‌شد که در خلیج فارس کشتی‌ها برای تخلیه بار 3 ماه در انتظار می‌مانند و این امر هزینه هایی را در بر می‌گرفت. برنامه ششم پیش از انقلاب نوشته شد. برنامه منسجم و خوبی بود. اشتباهات قبلی تا حدودی تصحیح شده بود. ولی خب در مرحله اجرا به انقلاب برخورد کردیم. بعد از انقلاب برنامه توسعه وجود نداشت و تصمیم‌ها روزمره‌ای بودند. تا اینکه برنامه اول و واقعی سال 63 نوشته شد که بر اساس مدل برنامه‌ریزی منطقه‌ای بود. اما یک اشتباه عمده در آن بود که اقتصاد را دولتی می‌دید و و تنها منبع درآمد را نفت می‌دید،وفتی به خاطر مسائلی چون جنگ، قیمت نفت از 40 دلار به 9 دلار کاهش یافت برنامه متوقف شد و دولت مجبور شد در سال 67 براساس همان در آمد‌های نفت و اقتصاد دولتی اولین برنامه رسمی جمهوری اسلامی را بنویسد. سال 73 برنامه توسعه بخشی- منطقه‌ای بود. برخی سازمان‌ها بخشی و برخی منطقه‌ای کار می‌کردند. برنامه بخشی طوری است که هر ارگانی یا سازمانی سعی می‌کند بیشترین بودجه را بگیرد. پس سعی می‌کند که پروژه‌هایی را در نظر بگیرد و با اخذ موافقت اصولی از سازمان مدیریت برنامه و بودجه به اجرا بگذارد. در این نوع برنامه‌ریزی دوباره کاری‌های زیادی بوجود می‌آید. مثل پروژه تونل آب بر چالوس که قرار بود بودجه‌اش حدود 350 میلیون تومان باشد اما الان هزینه‌هایش از 10 -12 میلیارد تومان هم گذشته و هنوز تمام نشده است. برنامه ریزی منطقه‌ای به این صورت است که کشور به چند منطقه بر اساس معیار‌های جغرافیایی و حوزه‌های آب‌خیز تقسیم می‌شود. هر منطقه توان‌های طبیعی خود را برای توسعه مشخص می‌کند و بعد از آن نیازهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بررسی می‌شود. برنامه سوم بخشی- منطقه‌ای بود. برنامه چهارم یکی از بهترین برنامه‌های بعد از انقلاب بود سال 82 تا 86 که دولت بعدی به سرکار آمد نتوانست اجرایش کند. به جرات می‌توانم بگویم برنامه آمایش را در ایران زودتر از بقیه کشورهای آسیایی شروع کردیم که اگر ادامه پیدا می‌کرد و اجرا می‌شد الان از بیشتر کشورها جلوتر بودیم.

آیا در این برنامه‌ها معیارهای توسعه پایدار لحاظ شده‌اند؟اگر خوب بودند چرا منابع آبی به این روز افتاده‌اند و محیط زیست و منابع طبیعی و غیره این همه آسیب دیده‌اند؟

در برنامه چهارم توجه به محیط زیست لحاظ شد که بسیار هم خوب بود. اما در برنامه پنجم این طور نبود. متاسفانه دولت آقای احمدی نژاد شاید 27 درصد برنامه را اجرا کرد و در همین دوره بود که سازمان مدیریت و برنامه ریزی بودجه منحل شد.

آیا ممکن است این سازمان دوباره احیا شود ؟ شکل جدید اش به چه صورت است؟

از آغاز کار آقای روحانی تلاش می‌شود که این سازمان را برگردانند. اما هنوز مشخص نیست و نیمه کاره است. چون یکی از کارهایی که این سازمان انجام می‌داد هر پروژه را از نظر فنی و اقتصادی و مدیریتی بررسی می‌کرد، یک بازوی نظارتی بود و از بسیاری خطاها جلوگیری می‌کرد.

به نظر شما آیا درست بوده که در جزیره کیش این همه بارگذاری و سرمایه گذاری‌های گوناگون صورت گیرد؟ یا اینکه باید به عنوان یک ذخیره طبیعی حفظ می‌شد؟چرا فعالیت‌های توسعه‌ای در قشم صورت نمی‌گیرد؟

برنامه‌ای که اساسا برای کیش در نظر گرفته شده بود برنامه گردشگری بود. چون 50 درصد آنجا در دست نیروی دریایی است. بعد از انقلاب این طرح تغییر کرد. ابتدا سعی کردند اسلامی اش کنند. کاباره‌ها و بار‌ها را بستند و بعد ساخت و ساز ها شروع شدند. با این شرایط دیگر کیش یک جزیره طبیعی نیست. بله آسیب دیده است و قشم نیز خیلی وضع نابسامانی دارد. قشم هم به ابزاری برای رانت‌خواری و خرید و فروش موافقت‌ها و مجوزها تبدیل شده است.

مطالعات قبلی آمایش که شرکت ست فرانسه قبل از انقلاب انجام داد چه ارزش و کیفیتی داشت؟ در حال حاضر چه استفاده‌ای می‌تواند داشته باشند؟

آن مطالعات و برنامه قرار بود در سال 55 به اجرا گذاشته شود که نشد. بعد در سال 62 این برنامه به هنگام شد و سال 64 برای اولین بار به اظهار نظر مردم گذاشتند. جمع بندی کردند که سال 64 اجرا شود. اما با پایین آمدن قیمت نفت اجرایش متوقف شد. بعد دوباره سال 77 سازمان برنامه ریزی این برنامه را به هنگام کرد و به هیئت وزیران فرستاد و در سال 81 قرار شد که تصویب شود که نشد.

الان موانعی که برای اجرای آمایش سرزمین و حفاطت از محیط زیست ایران وجود دارد از چه نوعی است؟

آمایش کاری است که باید شروع شود. اما یک سری افراد آزمند هستند که بدون توجه به پایداری سرزمین به دنبال منافع بادآورده هستند. می‌خواهند طرح‌هایی مثل پالایشگاه گلستان اجرا کنند تا به خودشان سودی برسد، مثلا طبق برنامه آمایش، سال 64 خط راه آهن سرخس- مشهد افتتاح شد و هیچ فعال محیط‌زیستی اعتراض نکرد زیرا که این طرح در برنامه پیش بینی شده بود اما در مورد آزاد راه تهران -شمال همه اعتراض کردند زیرا که از قبل در برنامه نبوده است. طبیعت شکننده شمال تحمل این همه تخریب و هجوم گردشگر و مسافر و جاده و زباله و آلودگی را ندارد. مسیرهای تهران - شمال با افزایش جمعیت و افزایش تردد و تعداد خودروها مواجه است، مردم نیز به دنبال آسایش و راحتی سفر هستند. مثلا باید از تهران به سمت شمال 10 تا اتوبان زد که این نیز طبیعت را از بین می‌برد. پس در برنامه آمایش این امور باید لحاظ شود که از یک منبع طبیعی چقدر ما حق استفاده داریم تا اینکه طبیعت هم حفظ شود.

آیا در برنامه‌های گذشته و حال این امور لحاظ می‌شد؟

بله، شالوده آمایش سرزمین بررسی توان اکولوژیکی هر منطقه است. بررسی می‌شود که اقلیم چیست؟ آب زیر زمینی در چه حدی است؟ منطقه دارای چه نوع خاکی و چه نوع سنگی است؟چه پستی و بلندی‌هایی دارد؟ زیستگاه جانوری چگونه است؟ کاربری‌های مردم در منطقه چیست؟ این معیار‌ها ارزیابی می‌شود که کجا باید پارک، فرودگاه، راه‌آهن، شهرک صنعتی و... شود. در مورد طرح‌هایی که گفته شد خوب بود شاید حدود 20 درصد این مسائل لحاظ شده بود. سال 86 نتایج مطالعات چند ساله جمع‌آوری و برای اجرا آماده شد. اما ناگهان خرداد 86 سازمان مدیریت و برنامه ریزی با دستور دولت قبل منحل شد و برنامه آمایش هم از بین رفت. ما مشاوران آزمند هم داریم. به جای اینکه این چهار عامل را در نظر بگیرند: یعنی توان اکولوژیِ، توان مالی، توان زیر ساختی و توان انسانی، بر اثر آزمندی بررسی توان اکولوژی آن را در نظر نمی‌گیرند و کنار می‌گذارند.

چرا سازمان محیط زیست نمی‌تواند آن طور که باید موثر باشد؟

همان مساله آزمندی است. در واقع سازمان تسلیم این افراد می‌شود و گاهی نیز با این افراد شریک می‌شود.

علم آمایش سرزمین نیز در سطح جهانی پیشرفت کرده است. دانش و معیارهای برنامه‌ریزی و توسعه پایدار همه در حال پیشرفت و تغییرند. این باعث می شود که مدام مطالعات به روز و تغییر کنند

. بله، تحولات بزرگی داشت. به طور مثال من مدل‌های اکولوژی را که در سال 83 درست کردم به مدل ریاضی تغییر دادم و به روز کردم. ما در مطالعات به روز هستیم اما دولت در اجرا به روز نیست.

آیا همین مطالعات انجام شده را نمی‌شود در معرض دید قرار داد تا قشر تحصیل کرده متوجه این تفاوت‌ها در روند رشد و توسعه شود؟

من قبلا هم اشاره کردم یک عزم ملی می‌خواهد که مردم آگاه باشند. به طور مثال چند استان مثل بوشهر و هرمزگان دارند این کار را انجام می‌دهند ولی کافی نیست چون برنامه آمایش یک برنامه کشوری است. پالایشگاه ساخته می‌شود و قبل از نصب تاسیسات تصفیه فاضلاب آن را راه اندازی می‌کنند و پساب را در خلیج فارس می‌ریزند. چگونه به این راحتی می‌توانند سرزمین و منابع آن را آلوده و تباه کنند؟

از این مثال‌ها زیاد داریم، الان در سازمان محیط زیست یک کمیسیون توسعه وجود دارد که هر طراحی که بخواهد اجرا شود باید وارد این کمیسیون شود و موافقت اصولی بگیرد و اگر به اجرا در آمد باید هر ماه گزارش عملکرد خود را به کمیسیون اعلام کند. اگر این کار انجام شود جلوی خیلی از تخریب‌ها گرفته می‌شود.

با وجود این همه مطالعات و طرح‌های آمایش و غیره چرا اینقدر بی رویه سد سازی شده است؟

چون کاری به کارایی سد ندارند فقط باید سد ساخته شود. گزارشی سال 87 در روزنامه ایران چاپ شد که در آن بیان شده بود سد هایی که از سال 85 به بعد ساخته شده اند برنامه نگه داری ندارند. نصف این پروژه‌های سد سازی نادرست بوده است. من سد شاهرود را سراغ دارم که فقط با یک بار آب گیری رسوب آن را پر کرده و دیگر بدون استفاده باقی ماند. سال 86 نتایج مطالعات آمایش چند ساله جمع آوری و برای اجرا آماده شد اما ناگهان خرداد 86 سازمان مدیریت و برنامه ریزی با دستور دولت قبل منحل شد و برنامه آمایش هم بی استفاده ماند

گویا الگوهای توسعه در ایران همیشه ده‌ها سال عقب‌اند. مثلاً حالا در آمریکا سدها را بر می‌چینند و در همین سال‌های اخیر هر سال 60 تا 70 سد را برچیده‌اند و درنتیجه هزاران کیلومتر رودخانه و اکوسیستم مرتبط احیا شده‌اند.چرا جامعه علمی و تخصصی ما این قدر ساکت است؟

گوش شنوا نیست. کار خودشان را می‌کنند و بعد دنبال راه‌حل می‌گردند. مثل همین سد گتوند که همه می‌دانند روی گنبدهای نمکی ساخته شده است. چون مطالعات تفصیلی نداشت. حالا دست به دامن دانشگاه تهران شده‌اند که بیایید و راه‌حلی پیدا کنید. مگر در مورد دریاچه ارومیه کم تحقیق شده است. می‌خواستند برای مطالعات و احیاء دریاچه ارومیه با شرکت نروژی قرارداد ببندند.

مگر ما کم محقق و متخصص داریم که حالا آن‌ها برای ما تحقیق کنند و تصمیم بگیرند؟

اقتصاد سبز یکی از ارکان توسعه پایدار است، اگر در این برنامه‌ها اقتصاد سبز در نظر گرفته شود هم رفاه و هم محیط زیست سالم در کنار هم قرار می‌گیرند.من در سال 84 کتابی را ترجمه کردم با عنوان "اقتصاد اکولوژی تنوع زیستی" نوشته پروفسور نانوز پرتغالی. کتاب بسیار خوبی است به خصوص که براساس اعداد و ارقام صریح و روشن نشان می‌دهد که در سال اول توسعه پایدار ممکن است ضرر کنیم اما در دراز مدت تمام آن را بر می گردانیم. وقتی محیط زیست سالم داشته باشیم هزینه بسیاری از بیماری‌ها را پرداخت نمی‌کنیم و در واقع پیشگیری کردیم و وقتی رفاه داشته باشیم یعنی در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که عدالت اجتماعی وجود دارد.

در مورد تخصیص بودجه‌های عمرانی شما چه نظری دارید؟ این همه بودجه‌ها و هزینه‌های سدسازی می‌توانست در امور عمرانی و آموزشی و تحقیقی مانند شبکه‌های فاضلاب و تصفیه آب و تقویت یا ایجاد مراکز تحقیقاتی و غیره صرف شود.

همین طور است، سرمایه زیادی هم نمی‌خواهند. گاهی سرمایه‌گذاری‌ها و تخصیص‌ها هم اشتباه‌اند. همین طرح جمع‌آوری فاضلاب که در شمال تهران دارد انجام می‌شود. به گفته دکتر رازقی از بین بردن آب سطحی تهران است زیرا که تهران با چاه جاذب خودش این آب را تصفیه می‌کند و به چاه‌ها دوباره برمی‌گرداند. در طرح اولیه قرار بود که 12 متر به پایین رفته شود و محوطه‌ای درست شود و این فاضلاب جمع‌آوری شود.

بحث انتقال بین حوزه‌ای آب را چه کار باید کرد؟ دانش و نگاه محیط زیستی امروزی این قبیل دست‌کاری‌ها را درست نمی‌داند.

به طور کلی انتقال بین حوزه‌ای آب در ایران چون کشور خشک و نیمه خشکی هستیم اصلا جواب نمی‌دهد. اخیراً در کنفرانسی شرکت داشتم که کشورهای چین و هند و ترکیه هم که بهترین سیستم انتقال بین حوزه‌ای را داشته‌اند بیان داشتند که این انتقال مفید نیست و ضررش بیشتر از فایده آن است.

منبع: سايت دنياي سبزتر
تاریخ انتشار: 1394/02/29 - 15:46
شناسنامه انجمن
طراحی و اجرا : شرکت آداک