English
اطلاعات تماس
 
تلفن: 88972473
نمابر: ٨٨٩٧٢٤٧٣
آدرس دبیرخانه: تهران،خیابان انقلاب، خیابان قدس، نرسیده به بلوارکشاورز، پلاک ٣٧،طبقه٦،واحد جنوبی، انجمن ارزیابی محیط زیست ایران.
پست الکترونیکی: info.iraneia@yahoo.com
کد پستی: 1417763139
آمار بازدید
مشاهده خبر
سیستان مرگ خاموش نیست، فریاداست؛ اما کو گوش شنوا؟

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانابه نقل از عصر هامون، رشد و خصوصا جوانی جمعیت، رشد درخواست‌ها، افزایش سطح انتظار توسعه ای، افزایش، تعدد و تکثر رسانه‌های ملی و جهانی را هم باید از عواملی دانست که توجه به بحث آب را در زابل به طور اخص و در استان سیستان و بلوچستان با تفاوت فراوان قومی و مذهبی بسیار با اهمیت‌تر کرده است.
البته فقر در زابل هم فراوان است، گرفتاری مزمنی که باید ریشه آن را بیکاری دانست و عمده مشکلات مردم از وجود فاصله طبقاتی شدید هم شکل می‌گیرد که این مردم میان خود و آنچه در تلویزیون در تهران و سایر شهرهای برخوردار کشور نشان داده می‌شود، می‌بینند.
به همین روند باید به مشکلات بهداشتی اشاره کرد، تا جایی که بر اساس آمارها ۴۶درصد کودکان روستایی زیر پنج سال در این استان دچار کم وزنی از نوع شدید یا متوسط هستند.
سیستان و بلوچستان به عنوان یکی از استان‌های غیربرخوردار کشور از نظر سوء تغذیه هم در شرایط سختی قرار دارد، تا حدی که شاخص‌های سوءتغذیه در سیستان و بلوچستان دو برابر استان‌های کشور است و شرایط آب و هوایی و اقلیمی، کمبود مواد مغذی و وضیعت اقتصادی خانواده‌ها را می‌توان از علت‌های بروز این مشکلات در استان نام برد.
همچنانکه در گزارش‌های پیشین از زابل و سیستان گفتم در روستاهای زابل به مردمی برخوردم که به مفهوم کامل پابرهنه هستند و کارگر متاهلش با مدرک لیسانس در بازار زابل هم می‌گفت ماهی ۱۵۰ هزارتومان درامد دارد و با یارانه زندگی می‌کند، چگونه می‌خواهیم اورا در آسایش بدانیم وبه بهداشت و درمانش هم فکر کنیم؟
جالب است بدانید پیش از بروز بحران خشکسالی در منطقه سیستان فقط پنج هزار نفر صیاد مشغول فعالیت بودند که بر اثر خشکسالی ۱۵ سال اخیر در این منطقه متاسفانه ۸۰ درصد این افراد کار خود را از دست داده‌اند.
حال اجازه بدهید شرایط آنهایی که سرمایه و شغلشان دو پیت بنزین بود و آن را به آنسوی مرز می‌بردند و از آن سو دو جفت کفش می‌آوردند، بگویم که بعد از هدفمندی یارانه‌ها دستفروشی بنزین هم تمام شد و دیوار بتنی در مرز کشیده شد و....
خشکی، ریزگردها وکم آبی هم هست؛روند خشک شدن این استان از ۵ هزار سال پیش آغاز شده بود، اما عمده مشکل در جای دیگری است که می‌خواهند با آب افغانستان ضعف مدیریت خود را بپوشانند در حالیکه اگر وضع مردم افغانستان حتی در زمینه آب بهتر از ما بود اینچنین برای آمدن به ایران جان خود را از دست نمی‌دادند حداقل آبی هم که می‌آید برای شرب مصرف می‌شود و این بی‌آبی کشاورزی را هم نابود کرده است.
اخیرا نیز آرد مصرفی مردم در برخی از شهر‌ها و روستاهای مرزی به پاکستان و افغانستان قاچاق می‌شود.یعنی آنها آرد و نان ما را هم می‌خواهند ! نان تافتون زابل آنقدر بزرگ هست که می‌تواند سه تا چهار نفر را سیر کند، ولی نانی که در زابل ۱۰۰۰ تومان است، در آنسوی مرز به ۳۰۰۰ تومان هم فروخته می‌شود. به هر حال به دلیل مشکلات معیشتی مرز و رفت و آمد‌های پنهانی آن به دور از چشم مسئولان، بخشی از سهمیه آرد و نان مردم را هم می‌بلعد وچوبش را مردم عادی می‌خورند.

 

وقتی به زابل می‌روید بهتر متوجه عدم هماهنگی ملی و استانی وهمچنین سازمانی دستگاههای اجرایی می‌شوید. آنجا در خواهید یافت که این ناهماهنگی‌ها در یک کشور بدتر از چند جنگ می‌تواند آسیب وارد کند؛ چرا که نیروهای به اصطلاح خودی هزینه‌ها و قدرت همدیگر را ضایع می‌سازند. در سیستان زمانی که آب بود، ناهماهنگی آسیب‌های جبران‌ناپذیری وارد کرده که اکنون به دلیل خشکسالی خود را کاملا نشان داده است و چون نه شغل هست و نه کار و تولید و آب، مردم چاره‌ای جز مهاجرت ندارند. این مهاجرت را اگر چه عده‌ای می‌خواهند سیاسی و عقیدتی جلوه دهند، اما ریشه اصلی آن را باید در بی‌تدبیری، عدم هماهنگی، همخوانی و همپوشانی دستگاههای دولتی در عرصه سیستان و بلوچستان دید.

در سفر به سیستان و بلوچستان این مشکلات را با برخی از مسئولان استان در میان گذاشتم که در این بین آقای حاتم نارویی استانداردر پاسخ می‌گوید:نمی توان فقط مسئولان را مقصر اصلی معرفی کرد، چرا که استان ما ۵/۱۱ در صد مساحت کل کشوررا دارد و ۱۲۴۰ کیلومتر مرز با افغانستان و پاکستان دارد که به مرز فقر، مشکلات، گرفتاری‌ها، اسلحه مواد مخدر، قاچاق و... است ضمن آنکه این کشور‌ها برادران دینی ما هستند اما سرزمین آنها به شدت محل تردد استکبار است و به افغانستان لشکر کشیدند و هواپیماهای بدون سرنشین آنها هرروز بخشهایی از پاکستان را بمباران می‌کنند و به هر جا که بخواهند می‌روند.

وی ادامه می‌دهد: آنها‌ها حداکثر توانشان را برای نابود کردن کشورهای اسلامی با توطئه‌ها و اختلاف افکنی‌ها ادامه می‌دهند و برای کشور ما هم برنامه‌های فراوانی دارند.در این طرف ما هم این اراده را داریم که در مقابل همه توطئه‌ها بایستیم و به پیروزی برسیم ان شاء‌الله می‌رسیم، اگرچه مشکلاتی هم پیش روباشد.
آقای نارویی ادامه می‌دهد: یکی دیگر از مشکلات آب در سیستان و بلوچستان کنار گذاشتن شیوه کشت و کار و زندگی گذشتگان بوده است، که یکی از این رفتار انتقال آب از چاه نیمه به زاهدان است که همه قدیمی‌ها براین متفق بودند و هستند که کاری عبث و اشتباه است. یکی دیگر از اشتباهات که مدرن است و از سنت گذشته فاصله گرفته، اما ساخته شد، ایجاد کانال‌های روباز برای انتقال آب کشاورزی بود درحالی که در این منطقه گرم و خشک، تبخیر فراوان است و آب را هدر می‌دهیم. گوش نکردند و با هزینه‌های فراوان این کانال‌ها را احداث کردند تا آب را تبخیر نمایند.

وی می‌افزاید: سیستان و بلوچستان هر دو به شیوه‌ای مظلوم واقع شده اند، خصوصاً مشکل مدیران غیربومی و پروازی که فکر و ذکرشان خارج از استان و حتی تهران و اصفهان است، اما با این که در ادارات و سازمان‌های استان مسئولیت‌های مهمی هم دارند در جلسات حاضر نمی‌شوند به این دلیل که خانمش در فلان دانشگاه مشغول تحصیل است و خودش در دانشگاهی دیگر در یک استان دیگر! این‌ها خیانت محسوب می‌شود.

استاندار سیستان و بلوچستان معتقد است: یکی دیگر از مشکلات ما این است که صدای ما را مسئولان کشوری نمی‌شنوند، ما ۱۵ سال است که در استان خشکسالی داریم و برای این یک ریال اعتبار مقابله با بحران خشکسالی نگرفتیم، اما فلان استان که لابی قدرتمندی دارد، همین که میزان بارندگی‌اش ۱۰۰ میلی متر کمتر از گذشته شد ۵۰ میلیارد تومان اعتبار ویژه برای مقابله با تبعات خشکسالی دریافت کردند، کاری که نمایندگان مجلس می‌توانند در تهران برای استان انجام دهند.
وی می‌افزاید: هامون جزو تالاب‌های بین‌المللی است و باید تمام وجدان‌های جامعه بیدار و برای هامون تصمیم‌گیری کنند و دولت ایران باید در مجامع بین‌المللی و کنوانسیون‌ها برای دریافت حق آبه تالاب بین‌المللی هامون از تمام توان خود استفاده کنند.
آقای نارویی معتقد است: در کنار آن ما در استان بیش از ۱۵ سال است که دچار خشک سالی هستیم.به طور معمول در تابستان‌ها سیل وباران‌های سخت داریم، و در کنار آن هم شاهد بودید که در فروردین زلزله مهیب ۷/۷ ریشتری را داشتیم که خوشبختانه به دلیل عمق بسیار زیاد آن تلفات و خساراتی نداشتیم؛اما نشان می‌دهد منطقه زلزله خیز است. ضمن آنکه چه کسی است نداند بادهای ۱۲۰ روزه استان که بعضاً به ۲۰۰ روزهم می‌رسد چه طوفان شنی را از پاکستان و افغانستان

به خاک ایران می‌ریزد؟
وی می‌افزاید: به دلیل خشکسالی‌ها در جنوب خراسان، هرمزگان و به ویژه استان ما، آسیب‌ها بیشتر در حوزه سیستان و بلوچستان قابل مشاهده است. چون به دلیل حضور استکبار در افغانستان که در مسیر هیرمند در مجاورت مرز ما سد و آب بندهای فراوان زدند که اخیراً هم ارتفاع سد کجکی را بالا‌تر بردند و با کانال‌های مختلف در سرچشمه‌های سد کجکی، آب را به مسیر‌های دیگری هدایت کرده‌اند.که همه این کارها با هدایت آمریکایی‌ها انجام شده است.
استاندار سیستان و بلوچستان می‌گوید: وقتی آب مورد نیاز برای آبادانی،کم به استان می‌رسد؛ در این جا هم به هردلیل که الزاماً نمی‌خواهم بگویم ضعف مدیریت است، مشکلات شکل جدیدی به خود می‌گیرند، در این شرایط استان به مسئولانی نیاز دارد که برهمه کارها اشراف داشته باشند و کارها را با نظم در جا و نیز وقت خود انجام دهند.متاسفانه به دلیل این که بسیاری از مدیران سیستان را نمی‌شناسند، مشکلات بیشتر هم شد.
وی می‌گوید: اگر چه سیستان و بلوچستان سرزمینی خشکی است، اما در زیرزمین آب دارد که از افغانستان، خراسان و بلوچستان می‌آید. می‌توان به جای انتقال آب از جایی به جای دیگر با چاه در همین مناطق به آب رسید.چون از لحاظ زمین شناسی سیستان زمینی پست دارد که آب هیرمند به طور طبیعی به هامون می‌رسید به دلیل رسوباتی که در طول قرن‌ها بر بستر زمین نشسته است، رسوبات رسی به سادگی قابل نفوذ آب نیست به مرور زمان آب‌هایی که می‌آید در بستر این خاک مانده است و به گونه‌ای که آب‌های زیرزمینی در این مناطق خوب است اما نشان نمی‌دهد کدام شور و کدام لایه آب شیرین دارد. اما می‌توان کاری کرد که این آب مورد استفاده قرار گیرد هم آب شور را می‌توان تصفیه کرد و هم آب شیرین را به مصرف شرب رساند.

آقای نارویی ادامه می‌دهد: حدفاصل بین سیستان تا خراسان حدود ۱۰۰۰ کیلومتر است این طرف در بلوچستان هم آبی که داریم اگر استفاده نشود از سوی پاکستان برداشت می‌شود که اگر نگاه امنیتی نداشتند و چاه می‌زدند، اکنون شرایط کشاورزی منطقه رونق داشت. درحالی که آن سوی مرز، با برداشت همین آب مزارع فعال دارند.کنار آن هم ملک سیاه کوه که کارشناسان چینی برای پاکستان ۱۴ حلقه چاه بزرگ زده تا دارند با ملک ما آنها کشاورزی می‌کنند ضمن آنکه همان کوه ملک سیاه کوه، طلا دارد و پاکستانی‌ها مصون زده‌اند درحالی که در آن در ایران قرار دارد که از هر جهت به دلیل بی‌توجهی مسئولان بوده که طی دهه‌های مختلف به سیستان و بلوچستان نرسیدند.

وی می‌گوید: در کنار ابعاد داخلی، وزارت امور خارجه باید حق آبه ایران را از افغانستان بگیرد،این تعهدی بین‌المللی است. در بلوچستان هم شرایط بهتر از سیستان نیست، آنجا هم مزارع و باغات بر اثر خشکسالی و بی‌آبی خشک شد که برنامه انتقال آب از دریای عمان را دردست کار داریم، لوله انتقال آب از چاه نیمه چهارم به زاهدان هم درحال اجراست که لوله‌ها تا نزدیکی زاهدان هم رسید اگرچه همه کارهای آب رسانی و استحصال و شیرین کردن آب هزینه بر است، اما برای نجات سیستان و بلوچستان چاره‌ای جز اجرای طرح‌های پرهزینه نداریم چرا که سیستان باید به هر هزینه‌ای که شده احیاء شود. چون سیستان تنگه احد کشور است. در حالی که بر اثر خشکسالی، حداقل ۱۸ روستای ما کاملاً تخلیه شده است. این وضعیت نشان می‌دهد که سیستان را آب زنده نگه می‌دارد. چگونه است که کشورهای عربی با شرایط کم آبی بدتر از سیستان زندگی مردم خود را تأمین می‌کنند و سبب ماندگاری مردم خود می‌شوند؟
هوشنگ ناظری فرماندار زابل هم در گفت و گو با گزارشگر ما می‌گوید: این گونه نیست که ما بی‌تدبیری می‌کنیم، برنامه‌های ما از سوی مسئولان جدی گرفته نمی‌شود و می‌پندارند چون بودجه می‌دهند، اهداف و برنامه‌های آنها هم باید در اینجا اجرا شود.در حالیکه باید بدانند اگر هامون به فراموشی سپرده شود، سیستان بی‌هویت خواهد شد.
آقای ناظری ادامه می‌دهد: شن‌های روان و ریزگرد‌ها سبب فرار مردم شدند، عکس‌های هوایی داریم که نشان می‌دهند که در پهنه‌دشت سیستان ۵ کریدور عبور شن‌های روان داریم که اساسی هستند، کانون اصلی حرکت شن‌های روان استان‌های فراه و نیمروز افغانستان است که اگر به هر میزان در این سوی مرز کار کنیم، تا نتوانیم کانون‌های اصلی را تحت کنترل دراوریم، بی‌فایده خواهد بود. باید ابتدا آن کانون‌ها در افغانستان مهار شود
.

وی می‌افزاید: من چندین سال پیش از طرف دولت ایران در ستاد بازسازی افغانستان بودم، نتیجه کار را به مسئولان گفتم که چرا ایران باید اعتبارات خود را در شمال و شمال غرب افغانستان هزینه کند. اگر از آن سال این امکانات برای مهار شن‌های روان افغانستان در پشت مرزهای سیستان انجام می‌شد، اکنون منافع آن علاوه بر مردم افغانستان به مردم سیستان و ایران هم می‌رسید. این کار سبب می‌شد آب هیرمند هم بیشتر به ما برسد.
فرماندار ویژه زابل ادامه می‌دهد: مسأله دیگر استفاده از انرژی باد در سیستان و به ویژه زابل است، در حالیکه باد برای زابل یک نعمت محسوب می‌شود که می‌توان با رونق نیروگاه‌های بادی، برق منطقه‌ با کمترین هزینه و آسیب‌های زیست‌محیطی تامین کرد که تنها یک نیروگاه بادی به صورت پایلوت نصب شده در حالیکه سالهاست موفقیت و سود‌آوری خود را ثابت کرده است.
وی با اشاره به اینکه در پنج سال اخیر آوردهای هیرمند یک چهارم حالت طبیعی کاهش یافت، ادامه می‌دهد: افغانستان از سال ۱۳۵۱ تا کنون هیچگاه تعهد ۸۵۰ میلیون مترمکعب در سال را انجام ندادند و سیلاب‌هایی که به صورت دشتمال می‌آید ربطی به پروتکل ندارد چون آب‌هایی است که پس از سدکجکی به دلیل باران یا سیل جاری می‌شود این حق آبه ما نیست.
آقای ناظری ادامه می‌دهد: اولین اقدام تعریف شده قانونی این است که حق آبه از سد کجکی گرفته تا برای آب شرب مردم استفاده شود و بخشی هم برای کشاورزی مورد استفاده قرارگیرد تا بتوان بر اساس آب مطمئن برنامه‌ریزی کرد. در غیراینصورت آبی که به ایران می‌آید آب ناپایدار است که به باران محدود خواهد شد. ضمن اینکه کارهایی که اکنون روی سد و کانال‌های قبل و بعد از سد کجکی انجام داده‌اند، احتمالا این وضعیت را در آینده سخت‌تر خواهند کرد که لازم است تعهدات دولتمردان سابق افغانستان که اسناد رسمی دو کشور هم محسوب می‌شود، از سوی مقامات رسمی کشورمان به آنها گوشزد شود.
وی ادامه می‌دهد: طبق قوانین بین‌المللی برای تالاب‌ها حقی قایل شدند که اگر تالابی در کشوری، و منابع آبی آن در کشور دیگری باشد، کشور دارای منابع آب موظف است اجازه ندهد تالاب از بین برود، کنوانسیون رامسر هم در دنیا ۴۰ تالاب را قرمز معرفی کرده که ۶ تالاب در ایران قرار دارد و تالاب‌ هامون هم یکی از آنهاست. که امیدوارم تعهدات بین دو کشور و تعهدات بین‌المللی افغانستان درباره حق آبه ایران و تالاب هامون از سوی دولت آن کشور جدی گرفته شود و وزارت خارجه نیز از حقوق ایران در این زمینه دفاع کند.
فرماندار زابل معتقد است: بحث دیگر که برای تامین آب در سیستان لازم است به آن توجه ویژه شود. جلوگیری از تبخیر آب است. در همین راستا ذخیره‌سازی آب برای سیستان یک راهبرو استراتژیک محسوب می‌شود. از جمله این که سیلاب‌ها و آب‌هایی که خارج از فصل کشاورزی از هیرمند می‌آید، آن را باید در جایی ذخیره کنیم.از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون هم برای ذخیره‌سازی این آب‌ها چاه نیمه‌های یک، دو و سه ایجاد شد تا آب‌های مازاد در آن ذخیره و به مصرف برسد، چاه نیمه چهارم هم ایجاد شد که در مجموع یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون متر مکعب آب را در خود ذخیره می‌کنند.
وی ادامه می‌دهد: اگر می‌خواهیم سیستان از این مقطع حساس به سلامت عبور کند، باید ستاد بحران برای آب سیستان ایجاد شود.
اگر نتوانیم اکنون سیستان را نجات دهیم - که هنوز راههای مختلفی پیش پای ما هست، تاریخ ما را نخواهد بخشید و آیندگان به شدت ما را سرزنش خواهند کرد که ما راه‌حل‌ها را در ۳۰ صفحه به طور مختصر نوشتیم و برای هیأت دولت فرستادیم.

وی راه دیگر صرفه جویی در مصر ف آب در زابل را استفاده از خزه تحت کنترل در سطح دریاچه هامون می‌داند و می‌گوید: بر اساس برآوردهای انجام شده سالانه ۳۰۰ میلیون متر مکعب آب این چهار چاه نیمه به دلیل گرمای هوا و باد تبخیر می‌شود در حالیکه سالانه ۶۰ میلیون متر مکعب برای آب شرب زابل و زاهدان از این چاه نیمه‌ها برداشت می‌شود حدود ۲۰۰ میلیون متر مکعب هم آب در ته این چاه نیمه‌ها آب و غیر قابل استفاده است که عملا از یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون متر مکعب آب، ۶۰۰ میلیون متر مکعب آن سالانه هدر می‌رود یا بی‌فایده است.
آقای ناظری ادامه می‌دهد: اگر چه تبخیر هم در سه مرحله انجام می‌شود و علاوه بر تبخیر در سطح چاه‌نیمه‌ها تبخیر
درمرحله انتقال هم وجود دارد در حالیکه باید کانال‌های انتقال آب پوشانده یا به صورت لوله شود. سومین مرحله تبخیر در سطح مزارع کشاورزی است که ۴۰ در صد تبخیر و ضایع شدن آب داریم که در نهایت فقط ۱۰ در صد آب به درستی به مصرف می‌رسد و ۹۰ در صد آب کشاورزی درسیستان ضایع می‌شود که هدر روی آب در سرزمین خشک سیستان وحشتناک است که اگردولت اراده کند همین آب موجود هم می‌تواند برای احیاء سیستان کافی باشد. که ما برای همه مراحل پروژه تعریف کردیم.
وی می‌گوید: کار دیگری که باید انجا دهیم تغییر شکل ذخیره‌سازی است، بدین صورت که آب دیگر نباید در چاه نیمه‌ها ذخیره شود بلکه آب باید به دریاچه هامون برسد. البته خارج از محدوده تالاب بلکه در جایی سرپوشیده و محصور شده، چون تالاب حدود ۵۶۶۰ کیلو متر مربع وسعت دارد و مازاد آب را هم که برداشت نکنیم ایجاد شغل می‌کند. هم احیاء نیزار است که مانع طوفان‌های شن می‌شود،و هم دامپروری، صنایع دستی و صید و صیادی را احیاء می‌کند و مانع از تجارت خلاف قانون و حرام می‌شود.
وی می‌افزاید: راه دیگر کاهش مصرف آب در اراضی کشاورزی، کاهش سطح زیر کشت و کشت سرپوشیده و توزیع قطره‌ای آب است.وقتی ما فقط یک چهارم میزان ورودی آب داریم بدین معنی است که سه - چهارم اراضی کشاورزی هم نباید کشت شود.البته این کار باید مدیریت شود تا به کشاورز آسیب وارد نشود.وقتی مدیریت نشود، در فصل بارندگی کشاورز به امید محصول بیشتر همه اراضی در اختیار خود را زیرکشت می‌برد و بعد که به خشکی و کمبود آب می‌خورد، همه محصول خود را از دست می‌دهد و دچار مشکل و خسارت سنگین خواهد شد که بازهم اینجا کمک دولت برای بیمه محصولات کشاورزی می‌تواند از کشاورزی منطقه حمایت شود.
وی تثبیت شن‌های روان به منظور جلوگیری از شکل‌گیری ریزگردها را ضرورتی دیگر اعلام می‌کند و می‌افزاید: در سیستان سرمایه‌گذاری شده، بودجه دولتی هم می‌رسد، اما چون شرایط آن متفاوت با بقیه استان‌هاست، نباید همانند بقیه استان‌ها از آن مطالبه توسعه و پیشرفت داشت چرا که بیش از ۵۰ در صد مرزهایش ناامن و عملا بسته است.
وی می‌گوید: تغییر الگوهای کشت از راهکارهای دیگر نجات سیستان است، در این منطقه خشک و کم آب دیگر کشت غلات جواب نمی‌دهد چون آب گران است دراین منطقه در هر هکتار می‌توان ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ کیلومحصول برداشت کرد درحالیکه در استان فارس تا ۱۲۰۰۰ کیلو هم گندم برداشت می‌کنند که اگر قرار است کشتی هم انجام شود، باید صنعتی و درخت کاری باشد. زعفران و دانه‌های روغنی‌ در تحقیقات انجام شده به خوبی جواب داده است.
فرماندار زابل معتقد است: مهمترین کار دراین منطقه برای صرفه‌جویی در مصرف آب، رونق تاکستان و کاشت درخت انگور است که بومی سیستان هم هست. انگور یاقوتی بهترین انگور صادراتی محسوب می‌شود که به آب کمی نیاز دارد و حفظ آب و خاک می‌کند. ضمن آنکه می‌توان مجتمع‌های کشت و صنعتی ایجاد کرد تا میزان آب مصرفی آن مشخص و تعریف شده باشد.ایجاد صنایع تبدیلی کشاورزی بر پایه محصول انگور هم تکمیل‌کننده محور کار و کشاورزی در سیستان است که در این میان پرورش چوب هم نتیجه بخش بوده و ما در نیاتک ۱۰۰۰ هکتار را برای همین کار طراحی کردیم.
وی تغییر الگوی معیشتی مردم از کشاورزی به سمت دامپروری و صنعت را از جمله راهکارهای اساسی برای کاهش مصرف آب در سیستان می‌داند چرا که به زعم او دام سیستان معروف است و این منطقه در گذشته قطب دامپروری هم بوده است.
آقای ناظری تغییر الگوی معیشتی مردم و رویکرد جدید به مرز را یک امتیاز می‌داند و می‌افزاید: متأسفانه از مرز به درستی استفاده نمی‌کنیم. مرزی که در همه دنیا نعمت است و از آن برای صادرات، واردات و ترانزیت استفاده می‌کنند، برای مردم سیستان ضرر می‌آورد.
ایجاد منطقه ویژه اقتصادی در زابل می‌تواند راهکار بسیار مناسبی برای تغییر الگوی معیشتی مردم ازکشاورزی به تجاری شود، آقای ناظری می‌گوید: در اینجا از سال ۱۳۷۸، منطقه ویژه اقتصادی پیگیری می‌شود این کار در رامشار زمین مشخص با مصوبه مجلس و تایید شورای نگهبان دارد، اما دستگاههای تجاری و گمرکی برای شروع به فعالیت حتما نیاز به دیوار محصور دارند تا بتوانند ایمنی تجهیزات و سرمایه‌گذاری خود را تضمین کنند.
چندین سال طراحی و برنامه‌ریزی جذب سرمایه‌گذار ایرانی و خارجی و... اکنون یک دیوار مانع از اجرای برنامه‌های ما شده است و درخواست و داد ما هم به جایی نمی‌رسد.
وی ادامه می‌دهد: بارویکرد منطقه ویژه اقتصادی سیستان در ز مینه کشاورزی و انرژی کارهای فراوان و پرمنفعتی می‌توان انجام داد که رونق کشتارگاههای صنعتی و صنایع بستی‌بندی فرآورده‌های گوشتی و صادرات آن به افغانستان و توزیع درایران نه تنها می‌تواند مانع مهاجرت شود، که برای ایجاد اشتغال و جذب نیروی انسانی هم به یک قانون پرطرفدار تبدیل خواهد شد.همین دو منطقه ویژه اقتصادی زابل می‌تواند ۴۵۰۰ تا ۵۰۰۰ فرصت شغلی ایجاد کند زیرا صنایع کشاورزی تقاضای بسیار خوبی در افغانستان دارد که نشان می‌دهد اراده‌ای قوی در سطح ملی برای این کار نیاز هست که بتواند به کمک مسئولان محلی و استانی بیاید و تلاش ۱۲ ساله‌ما به جایی نرسید.درکنار منطقه ویژه اقتصادی، ایجاد بازارچه‌های مرزی هم راهکار مناسبی است ما الان ۴ بازارچه مرزی داریم اما غیر فعال است سه تا از این بازارچه‌ها که اصلا کار نمی‌کند و فقط در میلک ۳۰ در صد کار انجام می‌شود.
فرماندار زابل در ادامه به فعالیت‌های انجام شده برای اشتغال زایی هم اشاره می‌کند و می‌افزاید: برای ایجاد کار در میان خانواده‌های طرحی را در زابل اجرا کردیم به نام کار در خانه که خانواده‌ها مواد اولیه تولید لحاف را دریافت می‌کنند و لحاف تولیدی را پس از بسته‌بندی تحویل می‌دهند که این لحاف صادراتی است و به پاکستان صادر می‌شود. وزیر کار هم که به زابل آمده بود این کار را دید و بسیار جالب معرفی کرد و قرار شد پیگیری کنند کارهای دیگر هم از این دست در میان خانواده‌ها در سایر شهرها و روستاها هم انجام شود. کار دیگری که در زابل درحال انجام است تولید صنایع دستی بر پایه سنگ‌های تزئینی است که ۸۰ نفر را آموزش دادیم.
علاوه بر آن تولید محصولات پارچه‌ای مورد نیاز بیمارستان‌ها، پرورش مرغ، تولید تخم مرغ با در اختیار قرار دادن مرغ تخم‌گذار به برخی دیگر از خانواده‌ها و... از جمله کارهای کارآفرینی در شهرستان زابل و شهرها و روستاهای اطراف این شهر است.
***
در باره موضوع حق آبه که در باره آن فراوان سخن گفته می‌شود باید یادآور شد که با جدا شدن افغانستان از خاک ایران در سال ۱۲۳۶ به موجب معاهده پاریس، مسئله حق آبه رودخانه هیرمند به یکی از مسائل مهم سیاسی، اجتماعی و زیست محیطی دو کشور مبدل شد. پس از شکست مذاکرات متعدد میان سران حکومتی ایران و افغانستان در سال‌های ۱۳۰۹ و ۱۳۲۷ با مداخله سه کشور آمریکا، کانادا و شیلی، قراردادی در سال ۱۳۵۱ میان سران حکومتی دو کشور در کابل منعقد و مقرر شد در هر ثانیه ۲۶ مترمکعب آب (معادل ۸۵۰ میلیون مترمکعب در سال) سهم سیستان و دریاچه هامون باشد و جالب تراین که ابتدا در سند تفاهم ۲۲ متر مکعب نوشته شده بود که دولت افغانستان برای نشان دادن حسن همجواری ۴ متر مکعب بر ثانیه به عنوان هدیه به قرارداد اضافه کرده است.
این قرارداد میان محمد موسی شفیق نخست‌وزیر وقت افغانستان و عباس هویدا نخست‌وزیر حکومت وقت ایران در کابل امضا شد.در حالیکه پیش از امضای این معاهده همواره کشمکش‌هایی بر سر چگونگی استفاده از آب هیرمند میان افغانستان و ایران وجود داشت و دو طرف با امضای این معاهده خواستند تا بر این مشکل نقطه پایان بگذارند.
اما از اواخر دهه ۱۳۷۰ و همزمان با کاهش نزولات جوی و حاکم‌ شدن شرایط خشکسالی بر سیستان، میزان ورودی آب هیرمند به هامون مرتباً کاهش یافت.
به دلیل عدم حاکمیت و دولتی مقتدر در افغانستان ساخت سد کجکی با ظرفیت ۱۸۰۰ میلیون مترمکعب بر روی هیرمند و نصب و به‌کارگیری انواع پمپ در مسیر رودخانه هیرمند جهت کشت خشخاش توسط کشاورزان افغانی، خشک شدن دریاچه هامون که هفتمین تالاب بین‌المللی جهان است را در پی داشته و مشکلات کشاورزی و معیشتی را در این سوی مرز برای مردم ما هم درست کرده است.
توضیحات:
* نان تافتون زابل، که مردم آن را تفتان می‌نامند،آنقدر بزرگ هست که می‌تواند سه تا چهار نفر را سیر کند؛ولی نانی که در زابل ۱۰۰۰ تومان است، در آنسوی مرز به ۳۰۰۰ تومان هم فروخته می‌شود، یعنی آرد و نان مردم سیستان هم مانند مواد سوختی قاچاق می‌شود !


*آقای حاتم نارویی استاندارسیستان و بلوچستان: ما ۱۲۴۰ کیلومتر مرز با افغانستان و پاکستان داریم که به مرز فقر، مشکلات، گرفتاری‌ها، اسلحه مواد مخدر، قاچاق و...معروف است و دولت همواره در بودجه ریزی باید نگاه خط مقدمی به ما داشته باشد
* آقای ناظری، فرماندار زابل:در پنج سال اخیر آورده هیرمند یک چهارم حالت طبیعی کاهش یافت، افغانستان از سال ۱۳۵۱ تا کنون هیچگاه تعهد ۸۵۰ میلیون مترمکعب در سال را انجام ندادند و سیلاب‌هایی که به صورت دشتمال می‌آید، ربطی به پروتکل ندارد
* در سیستان سرمایه‌گذاری شده، بودجه دولتی هم می‌رسد، اما چون شرایط آن متفاوت با بقیه استان‌هاست، و نباید همانند بقیه استان‌ها از آن مطالبه توسعه و پیشرفت داشت چرا که بیش از ۵۰ در صد مرزهایش ناامن و عملا بسته است و ارتباطات آن بنا به مصالح ملی قابل بهره‌برداری عادی نیست
.
 

منبع: شبكه اطلاع رساني دنا
تاریخ انتشار: 1392/09/03 - 8:52
شناسنامه انجمن
طراحی و اجرا : شرکت آداک